تبليغاتX
jopolika

jopolika

فکر می کنم
وقتش رسیده تا
بپذیریم
وقت ما گذشته است

جوپولیکا۲

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 0:32  توسط محسن  | 

نیم ساعته پیش وقتی از بیرون می امدم دره حیاط خونمونو که بستم،  یه توپ پلاستیکی قرمز وسط حیاطمون افتاده بود معلوم نبود از کدوم خونه سوت شده ولی از هر کجا که اومده بود منو به سمت خودش کشوند ، به نظر من توپ پلاستیکی اونم قرمز(آبی دوست ندارم) نماد شیطنته  پسرانس ، شیطنتی که من عاشقشم نمی دونم چی شد، ولی دویدم سمت توپو یه شوت محکم بهش زدم ، شوتی که حداقل شیطونی ۲-۳ سال اخیر پشتش بود ، دوستام می دونن که من هیچ علاقه ای به فوتبال ندارم ولی اون لحظه شور و حالی داشتم که با هیچ خط کشی نمی شد اندازش گرفت می دویدم دنبال توپ  ، لایه  ماشینا تو پارکنگ  ۵ دقیقه ای خوب بازی کردم ، با خودم فکر می کردم یعنی منم دارم یه آدم بزرگ میشم ، یه آدم بزرگی که از صبح زود یه عالمه کار برای خودش داره که می خواد همرو تا شب انجام بده که معمولا نصفش می مونه برای فرداش ، دیگه نمی تونم بشینم با خیال راحت به آرزوهام فکر کنم ، یعنی تموم شد...!
 یاد حرفه بزرگترا وقتی کوچیک بودم افتادم که میگقتن چی می شد ما هم مثله شما بچه بودیم ، اون موقع نمی فهمیدم اونا چی مگن ، می گقتم بزرگ می شم همه اسباب بازی های دنیا رو  می خرم همه خوراکی ها ،همه ...  ولی افسو س که گذشت ...
اما این نتیجه رو گرفتم که نباید این لحظات که اوج جونیمه از دست بدم که بعداٌ جایه پشیمونی نیست
پس از امروز فقط به امروز فکر می کنم اگه وقت پیدا کردم یه ذره هم به فردا فکر می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 19:25  توسط محسن  | 

ای متولد بهمن :

امروز هر کاری مایلی انجام بده، ولی سعی کنید با کسی در تماس باشی که ارتباط قلبی نزدیکی با او داری، به خصوص کسی که در حال حاضر به آن فکر میکنی. امروز تا جائی که می توانی کم کار کن.

این فال امروز من بود که توی روزنامه صبح اول وقت خوندم با توجه به اینکه امروز به اندازه یک هفته کار داشتم ، این فال رو به جان دل پذیرفتم و تمام موارد آن را مو به مو اجرا کردم غیر از موضوع وسط که...
الان که نزدیکه ساعته ۹ شبه  و من از صبح هر کاری دوست داشتم کردم و اصلاٍ خودمو خسته نکردم...

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:18  توسط محسن  | 

امروز

پارسال این موقع ....
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:7  توسط محسن  | 

بعضی موقعه های تو این زندگی رنگارنگ اگه بخواهیم به چیزهای بزرگ دست پیدا کنیم ُ 
به هیچ چیز نباید دست بزنیم.

این از اون جمله های جوپولیکایی  که ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 19:11  توسط محسن  | 

سال نو مباک

ماهی قرمز 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 23:12  توسط محسن  | 

روش زندگی

ساده اما زیبا  . مصمم اما بی خیال . متواضع اما سربلند .
مهربان اما جدی.سبز اما بی ریا .عاشق اما عاقل 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:40  توسط محسن  | 

بازي

منم به پیشنهاد یه ادمه نارجي عین خودم وارد این قضیه یا بقولی بازیه شب یلدا شدم البته فکر کنم دیگه خیلی دیر شده ولی ماهی رو هر موقعه از اب بگيري گناه داره  

۱- همیشه از سوتی های که در کارها و صحبتهام پیش میاد حداکثر لذت رو میبرم و اونها رو جزئی از زندگیم میدونم و برای پیشبرد کفیت سوتی هام از هیچ چیز دریغ نمیکنم.

۲-رنگ نارنجی رو  مثل یک ...    دوست دارم  

۳-الان کچلم و اصلا احساس خوبی نسبت به کچلیم ندارم . بعضی موقع ها یکمی خجالت هم میکشم.

۴-بهش فكر ميكنم مينويسم  

نمی نویسم

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:57  توسط محسن  | 

ب...ع

امروز صبحگاه مشترک گردانهاست و به مناسبت تشریف فرمایی سردار فرماندهی محترم قرارگاه ، بعد از سخنرانی سردار گوسفندی قربانی می کنند.

 

ب......ع

چه صدایی دارد

گوسفند مظلوم

و ندارد راهی

که گریزد شاید

ز سرانجامی شوم

و ندارد خبر از تقدیری

که برایش کردند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 18:12  توسط محسن  | 

Love is not mangeable,it is simply something that happens,and the moment you try to manage it everything misfires.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 12:54  توسط محسن  |